کتاب اربعین مرثیه رونمایی شد

کتاب اربعین مرثیه رونمایی شد

 

سنگری: بیش از هزار سال گذشته‌مان در 40 سال اخیر شعر عاشورایی داریم 

اسماعیلی: «اربعین مرثیه» محصول خرد جمعی است

 

محمدرضا سنگری در آئین رونمایی از کتاب «اربعین مرثیه» با بیان اینکه شاعران به هیچ رویدادی اندازه عاشورا نپرداخته‌اند، گفت: به لحاظ کمی در 40 سال گذشته، بیش از مجموع هزار سال گذشته‌مان، شعر عاشورایی داریم. ازنظر کیفی هم این دوره قابل تامل است.

 

 سنگری: بیش از هزار سال گذشته‌مان در 40 سال اخیر شعر عاشورایی داریم

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی از کتاب «اربعین مرثیه» شامل برترین سروده‌های هزار سال شعر عاشورایی فارسی که در 448 صفحه از سوی انتشارات سپیده‌باوران به چاپ رسیده، عصر امروز (شنبه 21 مهرماه) در بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد. آئین رونمایی از این اثر، از ساعت 16 عصر شنبه 21 مهرماه با حضور داوران، شعرا، مداحان و استادان این حوزه در بنیاد دعبل برگزار خواهد شد.

محمدرضا سنگری، از پدیدآورندگان کتاب حاضر در این نشست، بیان کرد: این کتاب تکاپوی عالمانه بنیاد دعبل است. امیدوارم این اتفاق زمینه‌ای برای رویدادهای دیگر در زمینه شعر مذهبی و دینی باشد. اگر قرار باشد سازه هویت‌‌بخش شیعه را روشن کنیم، هیچ‌چیز روشن‌تر، فرازمندتر و ترازمندتر از عاشورا نمی‌یابیم. عاشورا همه هستی ماست. این موضوع را در تجربه زیستی معاصرمان بیشتر درک می‌کنیم.

وی افزود: عاشورا برای ما رواترین حادثه و یوم است؛ روا به این معنی که همه حق در آن تجلی پیدا کرده است. هیچ رخدادی در تاریخ اسلام به زلالی و شفافی تاریخ کربلا نمی‌یابیم. کربلا زیبا و زایا است. هیچ رویدادی به زایایی کربلا نمی‌شناسیم. همچنان می‌سازد و می‌آفریند. کربلا برای ما اسوه است. در بیان قرآن کریم، پیامبر (ص) و ابراهیم (ع) اسوه هستند، تنها کسی در تاریخ که گفته من اسوه هستم، حضرت اباعبدالله (ع) است. به سبب گره‌خوردگی و ریشه زدن وجود ما در خون زلال کربلا، باید همواره به بازشناسی و واکاوی این رخداد عظیم بپردازیم.

رئیس هیات علمی بنیاد دعبل خزاعی در ادامه گفت: هزار سال پیشینه شعر فارسی ما در قلمرو شخصیت‌های بزرگ دارای آثار بزرگی است، اما شاعران به هیچ رویدادی اندازه عاشورا نپرداخته‌اند. لازم بود این آثار شناسایی و جمع‌آوری و ویژگی‌های آن‌ها بررسی شود. اینکه از منظر پژوهشگران شعر امروز، از بین سروده‌های هزار سال گذشته ما، کدام‌ها ممتاز هستند. ابتدا فهرستی از شاعران گذشته تهیه شد که براساس آن نام بیش از 120 شاعر استخراج و در جلوی نام هریک یک یا چند شعر ممتاز آن‌ها قرار گرفت.

این نویسنده و استاد دانشگاه تهران، تصریح کرد: در ادامه کار میزان تولید اثر در این زمینه در عصر انقلاب بررسی شد. به لحاظ کمی در 40 سال گذشته، بیش از مجموع هزار سال گذشته‌مان، شعر عاشورایی داریم. ازنظر کیفی هم این دوره قابل تامل است.

سنگری ادامه داد: این کتاب می‌تواند زمینه خوبی برای انجام کار مطالعاتی باشد. می‌توان همین کار را در حوزه شعر علوی، فاطمی، رضوی و مهدوی نیز انجام داد. در هیچ روزگاری مثل دوران ما، شعر مهدوی اینطور شکوفا نبوده است. تاریخچه شعر رضوی حتی از شعر عاشورایی قدیمی‌تری است.

این کار صرفا جمع‌آوری و کتاب‌سازی نبود

رضا اسماعیلی، دبیر بخش داوران کتاب «اربعین مرثیه» نیز به‌عنوان دیگر سخنران این آئین، گفت: وجه تمایز و ویژگی شاخص کتاب این است که اثر حاضر یک کار گروهی و محصول خردجمعی است. 40 داور شاخص از طیف‌های ادبی مختلف دور هم جمع شده و با خلوص نیت تمام، اشعار شاعران را مورد بررسی، کارشناسی و داوری قرار دادند. در این داوری هم شاعران گذشته و هم شاعران 40 ساله پس از انقلاب در دو بخش مورد بررسی قرار گرفتند. 22 داور بخش هزار سال شعر فارسی و مقطع پیش از انقلاب را بررسی و 18 داور هم آثار مقطع پس از انقلاب را بررسی کردند. در نهایت 28 قطعه شعر از آثار پیش از انقلاب و 12 قطعه شعر از مقطع پس از انقلاب انتخاب و در این کتاب به چاپ رسید.

وی افزود: داوران اعم از حوزویان، پژوهشگران، دانشگاهیان، شاعران و منتقدان با دیدگاه‌های مختلف آثار را ارزیابی کردند. با جمیع جهات درنظر داشتیم که صرفا جمع‌آوری و کتاب‌سازی صورت نگیرد و بر این اساس یک کار آماری، پژوهشی و دانشگاهی انجام شد. داوران علاوه بر امتیازبندی، ملاک‌های امتیازدهی خود را نیز بیان کردند. دو عنصر قوت شعری و تاثیرگذاری در ارزیابی آثار بسیار مورد اهمیت بود و البته خود داوران درون‌مایه اثر را نیز مورد بررسی محتوایی قرار می‌دادند. با کمک داوران بسیاری از آثاری که تاکنون جایی دیده نشده بودند نیز جمع‌آوری و بررسی شدند.

اسماعیلی بیان کرد: طبیعتا چون گام نخست کار بود، نقص‌هایی چه از لحاظ فرم و ساختار و چه غلط‌های ویرایشی و املایی وجود داشت که در چاپ‌های بعدی اصلاح خواهند شد. در این کتاب حتی شاعرانی مانند منوچهر آتشی، یدالله رویایی و عمران صلاحی هم که گمان نمی‌کردیم شعر عاشورایی داشته باشند، معرفی و آثارشان بررسی شده است. شاعران زیادی هم وجود دارند که اشعار آن‌ها در مجموعه‌های پراکنده چاپ شده که این اشعار نیز باید جمع‌آوری شوند.

دبیر بخش داوران کتاب «اربعین مرثیه» در پایان گفت: امیدوارم این کار تداوم داشته باشد و بتوانیم هر دو سال یک‌بار اشعار عاشورایی را بررسی و ارزیابی کنیم.

شعرخوانی گرمارودی و سادات موسوی در رثای سالار شهیدان

سید علی موسوی گرمارودی، سید علی سادات رضوی، محمدرضا سنگری، علیرضا قزوه، محسن حسام مظاهری، اسماعیل امینی، مهدی امین‌فروغی، مرضیه محمدزاده و جواد محقق جمعی از حاضران در این آئین بودند.

در بخش‌هایی از این آئین، سید علی موسوی گرمارودی به خوانش شعر خود با عنوان «خط خون» و سید علی سادات رضوی نیز به محتشم‌خوانی و ذکر مصیبت حضرت اباعبدالله (ع) پرداختند.

  

خبرگزاری کتاب، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷ 

http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266332/

شاعران انقلاب: موسی عصمتی

_________________________________________________________________________________________

یادداشت رضا اسماعیلی بر مجموعه شعر«بی‌چشمداشت»

شاعری روشن و بی نقاب

 



شهرستان ادب به نقل از خبرگزاری تسنیم: رضا اسماعیلی در یادداشتی به بررسی شعر موسی عصمتی در مجموعه «بی‌چشمداشت» پرداخته است.


1

«روزگاری/ غروب که می‌شد/ پرنده‌ها دسته‌دسته بر می‌گشتند/ و چوپانان/ روستا را سرشار از گوسفند می‌کردند/ و ما با نهیب پدران‌مان/ کوچه را به قصد خانه ترک می‌کردیم/شب / ستاره‌های فراوانی داشت/و صبح/ وقتی که می‌آمد/ در چشمه‌های اطراف/ خورشید را به هم نشان می‌دادیم/ اما یک روز/ زود غروب شد/ و شب آن قدر طولانی/که سال‌هاست/طلوع خورشید را از یاد برده‌ام» (غروب، ص 59)

من اما در آیینه شعرهای این شاعر روشندل، طلوعی روشن می‌بینم . هرچند خورشید چشم های شاعر به ظاهر خاموش‌اند، اما او آفتابی پر فروغ در سینه دارد که به مدد آن تاریکی های جهان را روشن می‌کند.

موسی عصمتی، شاعری است که کوله‌بار زمزمه بر دوش، از سمت روشن دنیا می‌آید و بر جاده‌های ظلمت گرفته نور می‌پاشد. شاعری روشن و بی‌نقاب. شاعری که با «صداقت» واژه‌ها، از فضیلت‌های فراموش شده سخن می‌گوید: از هی هی دلنواز چوپان، از برکت دست‌های بی‌بی، از شرم شرقی دختران آبادی، از آواز روشن فانوس، از دیوار کوتاه باغ‌ها، از سینه فراخ گندمزار، از سفره عاطفه، از معصومیت بره‌ها، از همخوانی شاد گنجشک‌ها، از تکاپوی چشمه‌ها، از هوهوی باد، و از آب و آینه و اعتماد.

جان و جهان شاعر به نور رسالتی انسانی روشن است. رسالتی که او را به خیزش وا می دارد تا در آسمان شعر - همچون ستاره قطبی - راهنمای رهگذران سرگردان باشد:

اگر روزی
شعله‌ای بیاورند
و فانوس‌های شکسته‌ام
دوباره روشن شوند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که آسمان رنگ ببازد
که برف کوه‌ها از خجالت آب شوند
که رودها در استوا یخ بزنند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که برگ‌های درختان را
چشم‌بسته حدس بزنم
آن قدر که
چون ستاره قطبی بشوم
و رهگذران سرگردان
مسیرشان را با من تنظیم کنند

(ستاره قطبی، ص 68)

2

مجموعه شعر «بی چشم‌داشت» اولین دفتر از سروده‌های شاعر روشندل و جان‌آگاه «موسی عصمتی» ست. از سروده‌های فراهم آمده در این دفتر به روشنی می‌توان دریافت که
«عصمتی» شاعر معنوی و مفهوم‌گراست. شاعری که رویکردش به شعر، نه از روی تفنن و دل‌مشغولی، بلکه به خاطر تعهد به حقیقت، انسان و جامعه انسانی است. از همین رو، شاعر در غزل‌های خویش از عناصر شاعرانه به ویژه تصویر و خیال نه به عنوان مصالح و ابزاری صرفاً آرایشی و تزئینی، بلکه به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم و ایجاد ارتباط صادقانه
و صمیمانه با مخاطب استفاده می‌کند، زیرا «زبان» در گام نخست، ابزار ایجاد ارتباط است. البته این معنامحوری با تلفیق هنرمندانه «فرم» و «محتوا» و در ساختاری
شاعرانه اتفاق می‌افتد:

هلا زلال زمین! آبروی دریاها
تهی شد از نم و باران، سبوی دریاها

چگونه از تو بگویم؟ که بغض خواهد کرد
در ابتدای سرودن، گلوی دریاها ...

(دریاها، ص 42)

3

«شاعری پرتوی از شعور نبوت است» و رسالت انسانی یک هنرمند اصیل – پیش و بیش از هر چیز - اشارت و بشارت به نور، روشنی و زیبایی، و گشودن روزنه‌های عشق و
امید به سوی دنیای مخاطبان هنر خویش است. از این منظر، بر این اعتقاد و باورم که کار شاعر – بخصوص شاعر مسلمان - آیه یاس خواندن و دمیدن در تنور ناامیدی نیست. انگشت اشاره شاعر نباید تنها به سمت زشتی‌ها و پلشتی‌ها باشد؛ چراکه براساس آموزه‌های دینی ما بر این باوریم که «پایان شب سیه، سپید است»؛ از این رو من شاعر حق ندارم مخاطب خویش را به کوچه‌های بن‌بست بکشانم و در آخر دنیا پیاده کنم!

برای نیفتادن در چنین دامچاله‌هایی، باید همچون شاعر این مجموعه در ساحت شعر اهل مراقبه و محاسبه باشیم و عنان اختیارمان را دربست به دست خیال چموش نسپاریم تا ما
را در هر منزلگاهی که دوست داشت، پیاده کند؛ پس باید حواس‌مان جمع باشد که نهال امید را در دل‌ها نخشکانیم و باعث تنومند شدن «غول افسردگی» که بیماری گریزناپذیر قرن اکنون است نشویم. چنان که شاعر نیز با تاکید بر این دقیقه گفته است:

جاده‌های سفرم تا به خدا نزدیک است
راه را چاه نگویید، خودم می‌بینم

و کلام آخر این که لهجه شاعر در بیشتر شعرهای این مجموعه، لهجه‌ای نوستالژیک است. در اکثر شعرها ردپای اندوهی انسانی و با شکوه پیداست. اندوهی که حس همذات‌پنداری را در مخاطبین بیدار می‌کند و آنان را تا پایان شعر با خود همراه می‌سازد.

در مورد موسی عصمتی و شعرهای روشن او حرف برای گفتن بسیار است. آرزو می‌کنم در فرصتی دیگر بتوانم در بازنمایی چهره این شاعر نجیب و دوست‌داشتنی قلم بزنم. ان شاءالله.

حسن ختام این نوشتار را به غزلی زیبا و قابل تأمل از این مجموعه شعر اختصاص می‌دهم و با آرزوی روزهایی آفتابی‌تر برای خالق «بی‌چشم‌داشت» سخن را به پایان می‌برم:

من فکر می کنم که نشستن قبول نیست
رفتن، بدون حادثه از من قبول نیست

حتماً در این زمینه که با من موافقید
تنها دعا و روضه و شیون قبول نیست

ماندن شبیه دره که یک روز آب ... نه !
این‌ها همه درست، ولیکن قبول نیست

اینک اقامه‌ای ست که باید قیام کرد
اما بدون سنگ و فلاخن قبول نیست

اسبی بیاورید که باید سوار شد
در انتظار، گوشه نشستن قبول نیست

 

شهرستان ادب، 20 شهریور 1395

https://shahrestanadab.com/Content/ID/6551/

گفت و گو با ماهنامه «خیمه»

 ____________________________________________________________________________________

رضا اسماعیلی و بایدها و نبایدهای شعر هیئت 

شعر آئینی باید موضع دینی داشته باشد/ «شعر هیئت» فرزند شعر آیینی است

 

 

 

 

 

 

 

خبرگزاری فارس - رضا اسماعیلی گفت: شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبت‌های مذهبی سروده شده باشد، بلکه پیش‌تر و بیش تر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری فارس، مجله خیمه در تازه‌ترین شماره خود به بررسی شعر هیئت پرداخت و در آن نوشت: در محله هفت چنار تهران به دنیا آمده است. رضا اسماعیلی شعر و شاعری را از دوران راهنمایی شروع کرده است. بعد از انقلاب با حوزة هنری آشنا شد و همین اتفاق باعث شد که قیصر امین‌پور، از او دعوت کند تا در جلسات نقد شعر حوزه هنری شرکت کند، شرکت در این جلسات انگیزه بیشتری برایش بوجود آورد. خودش می‌گوید: حشر و نشر با شاعران نسل اول انقلاب نعمت بزرگی بود که شعر را از حاشیه به متن زندگی‌ من وارد کرد.

او در کنار شعر، در طول سال‌های بعد از انقلاب به عنوان روزنامه ‌نگار، شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبی با بیشتر نشریات همکاری داشته است. با رضا اسماعیلی که نقدهای زیادی به فضای شعر مذهبی امروز دارد درباره شعر آیینی و شعر هیئت در مجله خیمه به گپ و گفت نشستیم؛

 

با یک سوال سخت شروع کنیم؛ تعریف شما از شعر آیینی چیست چون انگار تعریف‌های متفاوتی تا به حال ارائه شده است.

«شعر آیینی» تعریفی سهل و ممتنع دارد. سهل از آن جهت که می‌توان – با تساهل و تسامح – بر هر شعری که موضوع دینی داشته باشد، عنوان شعر آیینی نهاد و ممتنع از آن روی که بسیاری از شعرها علی‌رغم این که با موضوع دینی سروده شده‌اند، به خاطر آن که در سیرت و باطن با آموزه‌های وحیانی و قرآنی در تقابل‌اند، شعر آیینی نیستند.

در باور بسیاری هر شعری که موضوع دینی داشته و در مدح و منقبت و مراثی ائمه اطهار(ع) سروده شده باشد، شعر آیینی ست. این بدترین و نارساترین تعریفی ست که از شعر دینی و آیینی می‌توان ارائه داد. با چنین تعریف نارسایی شاعرانی همچون حافظ به اعتبار این که پوسته، برونه و موضوع اشعارشان دینی نیست، بیرون از دایره شعر آیینی قرار می‌گیرند، و شوربختانه شاعرانی که شعرشان هیچ نسبتی با شعر آیینی اصیل و فاخر ندارد، صرفا به اعتبار این که موضوع اشعارشان دینی است، در صف شاعران آیینی قرار می‌گیرند! حال آن که اطلاق عنوان «شعر آیینی» بر بسیاری از شعرهایی که موضوع دینی دارند، به خاطر آن که از موضع و مضمون ارجمند و شریفی برخوردار نیستند، جفا به شعر و شاعران آیینی است.

به یاد دارم استاد حمید سبزواری نیز در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ ۸ دی ماه ۱۳۹۳ در پاسخ به این سؤال که: «آیا تمام اشعاری که با محوریت مسائل دینی سروده شده را می‌توان اشعار آیینی نامید؟» گفته بود: «باید همواره آگاه باشیم که هر نوع شعری که در باره دین گفته می‌شود شعر آیینی نیست. برخی شاعران دین‌شناس نیستند و آگاهی آنها بیشتر ناظر بر آگاهی طبقات جاهل و مبلغان ساده اندیشی است که برداشت غلطی از دین دارند؛ بنابراین این نوع شعرها نه تنها ارزش ادبی ندارد، بلکه به اصل دین نیز ضربه می‌زنند. حتی در برخی مواقع به وضوح می‌توان در شعر برخی از شاعران جنبه‌های دین ستیزی را لمس و مشاهده کرد. بین متون اصلی دین و دینی که طبقات جاهل و مبلغان منحرف ارائه می‌کنند تفاوت وجود دارد اما بعضی از شاعران به این نکته توجهی ندارند و این عدم توجه در اطلاعات و دانش اندک آنها ریشه دارد. شاعرانی هم که عموماً در شعرهای شان دین ستیزی موج می‌زند گرفتار این بی دانشی هستند و نمی توانند بین اصل دین و دینی که بر اساس برداشت غلط عرضه می‌شود، تفکیک قائل شوند. موازین الهی و عقلی بسیار پیشرفته است، شاعر باید آنچه را از دین می‌آموزد بر اساس موازین الهی که در قرآن بر آنها تاکید شده و موازین عقلی که یکی از آنهاست بسنجد، نه این که دین را بر اساس قضاوت کسانی که شناخت دینی درستی ندارند بیاموزد، چرا که این شناخت نادرست هم به شعر شاعر و هم نسبت به باورهای عمومی خدشه وارد می‌کند».

 

برداشت من از حرف‌های شما این است که با این تعریف اشعاری هم که موضوع دینی ندارند، به اعتبار «موضع مندی» می‌توانند در شمار اشعار آیینی قرار بگیرند؟

بله دقیقاً، شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبت‌های مذهبی سروده شده باشد، بلکه پیش‌تر و بیش تر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است – یعنی مدح و منقبت صرف – و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان‌مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضع مندی» آن است، نه «موضوع بندی» آن. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی. از این منظر حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی آیینی‌ترین شاعر تاریخ ادبیات ماست، چرا که در همه سروده‌های خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد.

در واقع شما شعر آیینی را بر مبنای توجه به موضوع و موضع و صورت و سیرت به دو گروه «فاخر و اصیل» و «موضوعی و مناسبتی» تقسیم می‌کنید؟

بله، از این منظر شعر آیینی را باید به دو شاخه «شعر مذهبی» و «شعر معنوی» تقسیم کرد. شاید بعضی قائل به چنین تفکیکی نباشند و بگویند معنویت جز تفکیک‌ناپذیر هر مذهبی است. به همین اعتبار هر شعر مذهبی، صبغه معنوی هم دارد. بله، بخش اول این گزاره درست است. گوهر و جوهر مذهب، معنویت است. ولی مذهبی بودن و معنوی بودن همیشه ملازم یکدیگر نیستند.

فرق شاعر مذهبی با شاعر معنوی نیز مثل فرق «اسلام آوردن» با «ایمان آوردن» است. شعر معنوی بر خلاف شعر مذهبی که مشاطه گر «صورت» است، سخنگوی سیرت، آینهِ‌ دار حقیقت‌ و سرچشمهِ‌ بصیرت‌ است. غایت و نهایت شعر مذهبی توصیف و تجلیل است، و غایت و نهایت «شعر معنوی» تبیین و تحلیل. شاعر مذهبی در پله اول دین‌داری که اقرار به زبان و پذیرش صوری احکام و اعتقادات است، متوقف مانده است و دین و آیین در چشم او به مجموعه‌ای از شعائر و مناسک خشک عبادی خلاصه می‌شود. ولی شاعر معنوی، انسانی است که معنویت به واسطه «ایمان» و «معرفت دینی» در درونش نهادینه شده و به معنا و حقیقت دین راه برده است. از همین رو، شعر مذهبی بیش تر به صورت دین می‌پردازد، ولی شعر معنوی به سیرت دین. شعر مذهبی از بزرگان دین «تندیس مصیبت» می‌سازد، شعر معنوی «تندیس عزت». چرا که هدف غایی و نهایی شعر مذهبی مدح و منقبت و سوگ و مرثیه است، ولی هدف غایی و نهایی «شعر معنوی» تربیت و تزکیه است که هدف اصلی همه پیامبران الهی از آدم تا خاتم بود، چنان که در حدیثی از رسول اکرم(ص) می‌خوانیم: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ: به راستی که من مبعوث شدم تا کرامت‌های اخلاقی را کامل و تمام کنم.»

با استناد به آموزه‌های اصیل قرآنی و روایی، می‌توان گفت شعر آیینی فاخر و اصیل شعری است که «موضع دینی» داشته باشد و این موضع منبعث از معارف الهی و حقایق توحیدی و نبوی باشد. برخورداری از مواضع منطبق بر آموزه‌های وحیانی و قرآنی نیازمند داشتن «دانش و بینش» دینی یا به تعبیری رساتر «بصیرت دینی» است. در غیر این صورت حرکت در مسیر حق کاری ست بس دشوار و غیرممکن، چنان که امام صادق می‌فرماید:‏ ‎«العامل على غیر بصیرهٍ کالسّائر على غیر الطّریق، و لا یزیده سرعه السّیر من الطّریق الاّ بعدا»، کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر می‌افتد.‏ (الأمالی للصدوق: ۵۰۷/۷۰۵).

با عنایت به این نکته، برای شاعر آیینی انس با قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و سایر ادعیه، آشنایی با روایات و احادیث و مقاتل معتبری همچون «لهوف» و «نفس المهموم»، مطالعه کتاب‌های ارزنده‌ای همچون «قیام حسینی» و «تحریفات عاشورا» از استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری، و اشراف به تاریخ اسلام یک ضرورت غیرقابل انکار است.

 

آیا نوحه‌ها هم در گروه شعر آیینی قرار می‌گیرند، چون عده‌ای این اشعار را شعر هیئت می‌نامند؟

بله، روزی روزگاری «نوحه و مرثیه» هم - بدون آن که پیشانی نوشت شعر هیئت داشته باشد - زیرمجموعه شعر دینی و آیینی ما بود. ولی امروز به نظر می‌رسد شاعران هیئتی به دنبال خودمختاری‌اند و می‌خواهند خرجشان را از شعر آیینی جدا کنند!

شعر هیئت فرزند شعر آیینی است و باید رابطه «پدر و پسری» بین آن‌ها برقرار باشد که متأسفانه به هزار و یک دلیل نیست. الآن سال‌هاست که بین این پدر و پسر اختلاف و جدایی افتاده و پسر از پدر حرف شنوی ندارد و راه خودش را می‌رود. امروز شاعران هیئتی بیش‌تر به دنبال چهره شدن و نام و آوازه‌اند، و در فضاهای مجازی به دنبال جمع کردن «لایک» و «فالوور»! و چون می‌خواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند، هم‌زبانی و هم‌نشینی با شعر و شاعران آیینی برایشان چندان دل پسند و خوشایند نیست. نسل شاعران هیئتی - که اکثراً جوان و نوجوانند – فکر می‌کنند پیروی از پیشکسوتان شعر آیینی که قصد دارند برای آنان پیری و پدری کنند، دست و پایشان را می‌بندد و جلوی پیشرفت شان را می‌گیرد. به همین خاطر امروز شاهد گسست غم انگیزی بین شعر آیینی و شعر هیئتی هستیم. گسستی که عوارض سنگین و غیرقابل جبرانی برای شعر و ادبیات آیینی ما خواهد داشت و این قطار را از ریل تعادل و توازن خارج خواهد کرد، چنان که آثار و عوارض نگران‌کننده آن را در سال‌های اخیر داریم می‌بینیم.

اجازه بدهید با صراحت بگویم متأسفانه شعری که عنوان «شعرهیئت» را بر پیشانی خود دارد، در مواردی به خاطر غلبه تفکر احساسی، فقر اندیشه، سفارشی سرایی(مشتری محوری)، مناسبت زدگی و سطحی‌نگری، همچنان در ایستگاه «محبت» متوقف مانده و راهی برای صعود به ملکوت معنا و «معرفت» پیدا نکرده است. چرا که ما در این حوزه به خاطر «مداح محوری» و توجه افراطی به ذوق و ذائقه مخاطب عام، از پرداختن به سیره عملی خاندان رسالت و حقیقت زلال دین - به خصوص اصل توحید - غافل مانده‌ایم.

غلبه «تفکر احساسی» بر«تفکر عقلانی» و «نگاه عوامانه» بر «نگاه معرفت شناسانه» در شعر هیئتی غیرقابل انکار است. چون هدف اصلی در این‌گونه ادبی - پیش و بیش از معرفت افزایی – تهییج و تحریک عواطف و ایجاد شور و شیدایی در مجلس است. متأسفانه گاهی بعضی از شاعران و مداحان با قرائت اشعار غلو آمیز و غیر مستند و افراط در «زبان حال» گویی، با احساسات مذهبی مردمی که به قصد و نیت شناخت بیش‌تر خاندان رسالت در این‌گونه مجالس شرکت کرده‌اند، بازی می‌کنند که این امر در دراز مدت می‌تواند باعث دلزدگی و روی‌گردانی مردم - به خصوص جوانان - از مجالس مذهبی و هیئات دینی شود. این ادعا، یک ادعای واهی و خیالی نیست. نشانه‌های محسوس و ملموس وقوع چنین اتفاقی را همه کسانی که دغدغه دین و آیین دارند به خوبی احساس می‌کنند.

حالا که این نقدها را به شعر و شاعران هیئت دارید پس به مهم‌ترین اشکالات و آسیب‌های اشعاری که در هیئت‌ها خوانده می‌شود هم اشاره کنید؟

خوشحالم که شما چنین سؤالی را مطرح کردید. متأسفانه امروز بعضی از دوستان با این استدلال که بدون اذن و عنایت اهل‌بیت(ع) و روح‌القدس نمی‌توان به حریم شعر آیینی پا نهاد و در مدح و منقبت آنان شعر گفت، شعر آیینی و هیئتی را در‌هاله‌ای از تقدس پیچیده‌اند و به هیچ کس اجازه ورود به حوزه نقد و آسیب‌شناسی آن را نمی‌دهند. یعنی به محض ورود به حوزه پر خوف و خطر آسیب‌شناسی شعر آیینی، گوینده؛ مظلومانه از سوی کسانی که خود را مسلمان تر از رهبر معظم انقلاب، عالمان دینی و پیشکسوتان شعر آیینی می‌دانند مورد تکفیر قرار می‌گیرد و سنگ باران هجمه‌ها و تهمت‌های سنگین و گوناگون می‌شود، تهمت‌هایی از قبیل: وهابی، بی‌سواد، دشمن دین، مخالف عزای حسینی، مخالف گریه بر مصیبت کربلا و...! با این هجمه و هزینه سنگین جای تعجب نیست که این عرصه از حضور دلسوزان و دغدغه مندان خالی است و همه منتظرند تا «دستی از غیب برون آید و کاری بکند»!

علی‌رغم چنین تصوری، «امین» شعر انقلاب که بیش از همه ما به گردن شعر آیینی حق دارند، این‌گونه ادبی را از نقد بی‌نیاز نمی‌دانند و همواره در خط مقدم این جبهه به روشنگری پرداخته و بر این نکته تاکید کرده‌اند که در برابر بیان مطالب انحرافی و خرافی که باعث مخدوش شدن چهره اسلام و وهن خاندان رسالت می‌شود، نباید ساکت، بی‌تفاوت و منفعل بود و با مواخذه و تذکر به شاعر و مداح باید از تکرار چنین مسائلی پیشگیری کرد.

برای رشد و ارتقای کیفی شعر آیینی و هیئت، باید تابوی «نقدناپذیری» آن را شکست. چرا که شعر آیینی نیز همچون همه گونه‌های ادبی، برای باروری و بالندگی بیش تر نیازمند نقد و آسیب‌شناسی است. اتفاقاً در این عرصه، بیش از سایر عرصه‌ها نیاز به مراقبه و محاسبه و مواخذه داریم. چون ممدوح ما بزرگان دینی هستند و غفلت از نقد و آسیب شناسی، باعث فرو افتادن شاعر در چاه و چاله «وهن» اهل‌بیت(ع) می‌شود. دیگر این که آسیب شناسی چیزی جز «امربه معروف و نهی از منکر» نیست. نمی‌دانم چرا بعضی از دوستان شاعر از این واژه می‌ترسند و ورود به عرصه نقد و آسیب شناسی این‌گونه ادبی را «گناه کبیره» می‌شمارند و می‌گویند خداوند خودش حافظ دین و آیینش هست و نیازی به دلسوزی امثال من و شما ندارد، «بگذارید خدا کار خودش را بکند!» اصلاح دین به من و شما چه ربطی دارد؟ با چنین منطقی دیگر نیازی به آمدن 124 هزار پیامبر برای هدایت انسان نبود. اگر چنین حرفی درست باشد، باید از این به بعد کرکره «امر به معروف و نهی از منکر» را نیز پایین بکشیم و فارغ از درد دین سرگرم کار و زندگی خودمان باشیم! ولی این‌چنین نیست و اسلام مسلمان مسئول می‌خواهد و مسئولیت‌پذیری جز ذات دین‌داری و مسلمانی است.

و اما بپردازیم به جواب سؤال شما. با تأمل در دفترهای بی‌شمار اشعار هیئتی این روز و روزگار، مهم‌ترین آسیب‌های شعر هیئتی را در مواردی می‌توان خلاصه کرد:

اول؛ فاصله گرفتن شاعران و مداحان هیئتی از سنت‌های اصیل شعر آیینی و ستایشگری اهل‌بیت(ع) و تن دادن به وسوسه مدرنیسم و مدگرایی که روزنه ورود بسیاری از انحرافات شده است.

دوم؛ انقطاع رابطه شاعران و مداحان هیئتی با مسجد به عنوان پایگاه اصلی دین‌داری و مرکزیت بخشیدن به هیئت و حسینیه برای فعالیت‌های مذهبی.

سوم؛ حذف عالمان دینی از چرخه تعلیم و تبلیغ دینی، و غصب کرسی وعظ و خطابه توسط شاعران هیئتی و مداحان.(مداح محوری)

چهارم؛ غفلت از بُعد «معرفت افزایی» و روشنگری دینی در اشعار و نوحه‌ها، و افراط در پروار کردن عنصر «شور و شیدایی» در عزاداری‌ها.

پنجم؛ فاصله گرفتن از زبان فاخر و افراط در استفاده از زبان محاورده ای در اشعار و نوحه‌ها به منظور تحریک احساسات و عواطف دینی.

ششم؛ تغذیه شاعران و مداحان از تذکره‌ها و مقاتل غیر معتبر برای سرودن اشعار و نوحه‌ها به جای مراجعه به کتب و منابع معتبر شیعی(قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، روایت و احادیث، خطبه‌ها و...)

هفتم؛ سرودن غزل مرثیه‌های مکشوف به سفارش مداحان برای شور بخشی به مجالس عزاداری و تحریک عواطف دینی.

هشتم؛ افراط در «زبان حال» گویی در شعر هیئتی که راه ورود روایت‌های غیر مستند و خرافات را به شعر هیئتی باز می‌کند و باعث می‌شود که شاعر از بزرگان دینی به جای «تندیس عزت»، تندیس مصیبت بسازد.

نهم؛ سفارشی گویی و مناسبت زدگی که باعث تولید انبوه شعرها و نوحه‌های یک‌بار مصرف می‌شود.

دهم؛ صبغه تجاری پیدا کردن «نوحه و مرثیه» و تبدیل این‌گونه ادبی به کالای تجاری(همچون ترانه).

یازدهم؛ سرودن شعرها و نوحه‌های عوام‌پسند - کوچه، بازاری - برای حفظ بازار «عرضه و تقاضا»! (مشتری محوری و تن دادن به سفارش بازار)

دوازدهم؛ مداح محوری در شعر هیئتی و اصالت دادن به ذوق و ذائقه مداحان در سرودن نوحه و مرثیه و به تبع آن سفارش پذیری شاعران هیئتی از مداحان. به طوری که اگر مداح از شعر شاعری خوشش نیاید، به راحتی و حتی بدون کسب اجازه – به سلیقه خود - در آن دخل و تصرف می‌کند.

با این همه نقد چه راهکاری برای آسیب‌زدایی از پیکره شعر هیئتی و ارتقاء محتوایی و مضمونی آن پیشنهاد می‌کنید؟

با توجه به آفت‌ها و آسیب‌هایی که جان و جهان شعر هیئتی ما را تهدید می‌کند، این‌گونه ادبی - دینی برای رسیدن به قاف کمال خود، بی هیچ تردیدی نیاز به پالایش و پیرایش محتوایی و مضمونی دارد. لازمه تحقق این مهم قبل از هر چیز تربیت نسلی از مخاطبان هوشمند و مواخذه گر است که وقتی از زبان یک شاعر یا مداح در هیئت شعر یا نوحه غلطی را می‌شنوند که مضمون آن در تقابل و تعارض با آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی و سنت و سیره بزرگان دین است، یقه او را بگیرند و بگویند سند این حرفی که زدی کجاست؟ راهکارهای دیگر برای پالایش و پیرایش مضمونی شعر هیئتی، تعامل بیش تر شاعران و مداحان و بیرون کشیدن این شعر از دایره مداح محوری و مشتری‌پسندی(آنچه شما خواسته‌اید) و سرمایه‌گذاری در حوزه نقد با برگزاری کارگاه‌های آموزشی هدفمند است. مهم تر از همه این‌ها تلاش شاعران برای ارتقا دانش و بینش دینی در کنار کسب مهارت‌های ادبی است، و در راس همه این‌ها «اخلاص». یادمان باشد که رسالت اصلی شاعر آیینی پیش و بیش از هر چیز حرکت در صراط مستقیم عبودیت و یکتاپرستی و کسب رضای خداست، نه خلق خدا.

یکی از دلایل دور افتادن شعر هیئتی از اصالت و رسالت دینی، همین افراط در توجه به خواست مشتری عام (نه خاص) است. مشتری عام شعر هیئتی فقط با «گریستن» راضی می‌شود. اما مشتری خاص، از منزل گریستن می‌خواهد معبری به ملکوت «نگریستن» باز کند و حقیقت دین را دریابد. اما بعضی از شاعران و مداحان هیئتی فقط و فقط به دنبال جلب رضایت مشتری عام هستند. به این معنا که منِ شاعر، امروز دنبال کسی می‌گردم که متاعم را بر او عرضه کنم و او به قیمت خوب خریدارش باشد. در این دادوستد صد در صد خواست مشتری مهم است. این که او چه می‌خواهد و چه می‌پسندد؟ شاعر و مداح نیز برای این که تلاشش بی‌مزد نماند، کالایی را عرضه می‌کند که مشتری‌ پسند است، و از این جاست که تقدیس گریه و روضه منظوم سرودن اصل می‌شود و ...تو خود حدیث مُفصل بخوان از این مُجمل!

شوربختانه بسیاری از ما فراموش کرده‌ایم که خواهان و مشتری اصلی شعر آیینی خدا و خاندان رسالت‌اند و پیش و بیش از هر کسی تأیید و رضایت آنان باید مدنظر شاعر باشد. وقتی مشتری خداست، چشم داشتن به پسند دیگران و صله خواستن از غیر خدا کار مقبولی نیست. اگر شاعر از منزل «خودبینی» بیرون بزند و با خلوص نیت در این راه گام بردارد، و هدفش تبلیغ و ترویج معارف توحیدی و تربیت و تزکیه باشد، به یقین صله خود را از حضرت کریم و سلسله کرامت دریافت خواهد کرد، چنان که حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی می‌فرماید:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن 

که خواجه خود روش بنده‌پروری داند

جان کلام آن که اگر منِ شاعر و مداح اهل‌بیت(ع) به دنبال رستگاری و عاقبت به خیری دنیوی و اخروی هستم، باید به ادب و آداب ستایشگری اهل‌بیت(علیهم السلام) مقید و پایبند باشم، وگرنه « خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةَ» خواهم شد. یقیناً تأیید روح‌القدس شامل هر شعری - با هر مضمونی - که برای خاندان رسالت گفته شده باشد نمی‌شود. این تأیید مشروط به قرار گرفتن شاعر آیینی در مدار توحید و یکتاپرستی، حق طلبی، آزادگی، ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی است. با استناد به آیات و روایات قرآنی، بدیهی است تنها شعرهایی که برخوردار از شاخصه‌های مورد اشاره در سوره شعراء باشند می‌توانند در دایره الهام روح‌القدس و تأیید اهل‌بیت قرار بگیرند، نه شعرهایی که محصول توهمات و تخیلات شاعرانه‌اند و آلوده به انواع و اقسام مطالب غیر مستند و خرافه، و سرشار از کژتابی‌های اعتقادی و مضمونی. یقیناً شعرهایی که حنجره آن‌ها فریادگرِ «سین سین»، «لااله الا زهرا»، و «لااله الا زینب»اند، الهام شیطانند و هرگز مُهر تأیید روح‌القدس بر پیشانی آن‌ها نخواهد خورد.

 

خبرگزاری فارس، سه شنبه ۱۳۹۷/۰۳/۲۲

https://www.farsnews.com/news/13970322000562/

در محضر قافله‌سالار شعر انقلاب

 ___________________________________________________________________________________
حاشیه‌های دیدار شاعران با مقام معظم رهبری 
 
در محضر قافله‌سالار شعر انقلاب
 
 
 جلسه دیدار امسال شاعران با رهبر معظم انقلاب حاشیه‌هایی داشت؛ از اجرای برنامه با دو مجری تا تشویق شاعران جوان از سوی مقام معظم رهبری
 
 
باشگاه خبرنگاران پویا، رضا اسماعیلی:
 
در آستانه چهل سالگی انقلاب شکوهمند اسلامی و طبق روال سال های پیشین، در نیمه ماه مبارک رمضان و در شب میلاد با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع)، در فضایی صمیمی و معنوی، جمعی از شاعران با «امین» و قافله سالار شعر انقلاب دیدار کردند.
 
در میان شاعران حاضر در دیدار امسال، علاوه بر شاعران جوان و پیشکسوت، تعدادی از شاعران نام آور فارسی زبان نیز حضور داشتند. شاعرانی از کشورهای: هندوستان، پاکستان،عراق، افغانستان و تاجیکستان.
 
حضور شاعران پارسی زبان در دیدار سالانه مقام معظم رهبری با شاعران، اقدامی شایسته در مسیر احیای زبان و ادبیات گرانسنگ پارسی و بازسازی جایگاه رفیع آن در این کشورها و بیرون آوردن زبان پارسی از پیله انزوا و فراموشی است. چرا که در این روز و روزگار، زبان پارسی به راستی و درستی، زبان دوم جهان اسلام و رسانه ای ارجمند و شایسته برای نشر و اشاعه معارف قرآنی و وحیانی و آموزه های انسان ساز توحیدی است.
 
یکی دیگر از امتیازات نشست امسال، حضور قابل توجه شاعران «دیدار اولی» است. شاعرانی که - به هر علت - در طول سالیان گدشته از توفیق حضور در این نشست محروم بوده اند. اقتضای عدالت نیز چیزی جز این نیست که در این همایش بی بدیل ادبی که از برجسته ترین و تاثیرگذارترین نشست های ادبی در کشور است، زمینه برای حضور چهره های جوان، مستعد و غیر تکراری فراهم شود.
 
علاوه بر این شایسته است که توسط متولیان و مجریان برنامه دیدار تمهیداتی برای حضور تعدادی از چهره های شاخص و فعال فرهنگی - بخصوص دبیران و خبرنگاران سرویس های ادب و هنر - مطبوعات و خبرگزاری های به نام کشور فراهم گردد. یقینا حضور دبیران و خبرنگاران سرویس های فرهنگی مطبوعات و خبرگزاری های شاخص، در پوشش خبری گسترده تر و حرفه ای تر این مراسم می تواند موثر و کارساز باشد. بخصوص آن که بسیاری از این خبرنگاران دانش آموخته رشته ادبیات و از فعالان این عرصه می باشند.
 
 
تا نگذری ز خود، نتوان هیچ جا رسید
 
نکته دیگر این که برای استفاده بیش تر از شاعران حاضر در دیدار، خوب است با مدیریت هوشمندانه ترتیبی اتخاذ گردد که شعرهای انتخاب شده برای قرائت کوتاه باشد تا زمینه شعرخوانی برای شاعران بیش تری فراهم گردد. اعلام انصراف داوطلبانه تعدادی از پیران و پیشکسوتان شعر انقلاب از شعرخوانی در مراسم به نفع جوانان شاعر نیز سنت حسنه ای است که جای تقدیر و تشکر دارد. پیشکسوتان فرهیخته ای که با بزرگواری و کرامت تمام نوبت شعرخوانی خود را در اختیار شاعران جوان حاضر در مجلس می گذارند، در واقع درس شاعرانه زیستن را به آنان می آموزند. به راستی نیز بزرگ ترین درسی که در مکتب شعر و ادب می توان آموخت، «انسان بودن» است و زیباترین تجلی «انسان بودن» نیز چیزی جز «ایثار و از خودگذشتگی» نیست، چنان که بسیاری از قله های نام آور شعر و ادب پارسی بر این دقیقه تاکید کرده اند، از جمله بیدل دهلوی و صائب تبریزی:
 
بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
گر بگذری ز خویش چها می توان شدن
 
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
 
***
از خود گذشتنی ‌ست فلک ‌تازی نگاه
تا نگذری ز خود، نتوان هیچ جا رسید
 
غزل بانوی شعر انقلاب، استاد سیمیندخت وحیدی که سلوک نجیبانه و مومنانه اش در عرصه شعر ما را به یاد «پروین» آسمان ادب می اندازد، در شمار شاعرانی است که در سال های اخیر با بزرگواری تمام و بی هیچ منتی، نوبت شعرخوانی خویش را به شاعران جوان واگذار کرده است که این منش ایثارگرانه می تواند برای جامعه ادبی ما سرمشقی شایسته باشد.
 
در دیدار امسال چه گذشت؟
 
امسال نیز همچون سال های گذشته، شاعر نام‌آشنا و شاخص انقلاب علیرضا قزوه به عنوان مجری برنامه «بسم الله» می‌گوید و پس از کسب اجازه از مقام معظم رهبری، با قرائت یک رمضان سروده برنامه را رسما آغاز می‌کند. قزوه در ادامه با ذکر نام شاعران درگذشته - بخصوص شاعرانی که اخیرا روی در نقاب خاک کشیده‌اند - از شاعران حاضر درخواست می‌کند که برای شادی روح آنان فاتحه‌ای قرائت کنند و یادآور می شود که امسال به اتفاق مرتضی امیری اسفندقه برنامه را اجرا خواهد کرد.
 
از جمله حاشیه‌های جالب مراسم دیدار امسال عکس‌العمل مقام معظم رهبری نسبت به شعر فاضل نظری بود. ایشان پس از استماع غزلی که فاضل نظری با مطلع: «من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است»، با مطایبه فرمودند:« پس معلوم می شود، قناعت هم دارید؟!»
 
رهبر فرزانه انقلاب همچنین بعد از شعری که قادر طهماسبی(فرید) با موضوع فلسطین خواند، فرمودند: « شعر شما در حد بسیار خوب شعر قرار دارد. هم مضمون خوب وهم الفاظ خوب. شعر شما پاسخ به نیاز روز است.»
 
حفظ عفت و نجابت شعر پارسی، گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در خصوص مسائلی همچون عدالت، مقاومت و ترویج فضائل اخلاقی، پرهیز از سطحی‌نگری در اندیشه، لاابالی‌گری در عمل، وادادگی در سیاست و بی‌تفاوتی در مواجهه با دشمن، و تلاش برای برجسته کردن حکمت، جدیت و کوشش و انضباط در عمل، ژرف‌نگری در اندیشه، استحکام هویت و مجاهدت در مقابل دشمن، بهره برداری از ظرفیت ها و قابلیت های سرود و ترانه در جهت انتقال مفاهیم مورد نیاز جامعه به بهترین شکلاز عمده ترین کلیدواژه های بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار امسال با شاعران بود.
 
در دیدار امسال 30 شاعر موفق به قرائت اشعار خود در محضر مقام معظم رهبری شدند. در اواخر برنامه نیز امین شعر انقلاب از دکتر حداد عادل، کلامی زنجانی، فاضل نظری، میلاد عرفان پور و مرتضی امیری اسفندقه شخصا دعوت به شعرخوانی کردند.
 
حرف آخر
 
     بدون شک دیدارهای سالانه شاعران با رهبر معظم انقلاب جانی دوباره در کالبد شعر انقلاب می‌دمد و دستاوردهای فراوانی برای جامعه ادبی ما به همراه دارد که شایسته است توسط مسئولان و سیاست گذاران فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. یکی از مهم ترین این کارکردها نقد و آسیب شناسی شعر انقلاب، دفاع مقدس و آیینی است. باید خدا را شاکر و سپاسگزار بود که امین شعر انقلاب در کسوت عالمی روشن اندیش و ادیبی فرهیخته؛ یکی از بزرگ ترین طلایه داران «آسیب شناسی شعر دینی و آیینی» روزگار ما هستند و با اشرافی که بر ظرایف و دقایق این حوزه دارند طرح مسائل غیر مستند، غلط و خلاف آموزه های دینی و قرآنی را در شعر آیینی جایز نمی دانند و همواره بر این نکته پای می فشارند که شعر اصیل دینی باید «متکی و مستند به معارف حقه‌ الهیه» باشد. توجه به رهنمودهای راهگشا و قابل تامل ایشان توسط مسئولان و جامعه ادبی در تمام حوزه ها - بخصوص شعر آیینی - یقینا راه را برای پویایی و بالندگی شعر در جامعه بیش از پیش هموار خواهد کرد.
 
     واقعیت امر این است که شعر در زمانه ما - علی‌رغم کارکردهای فراوانی که دارد - یکی از مظلوم‌ترین هنرهاست. مظلومیت شعر را از این نکته می‌توان دریافت که هنوز بعد از گذشت نزدیک به 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، متاسفانه شعر هنوز به جایگاه شایسته‌ای در رسانه ملی ما دست نیافته است و همواره از شاعران در این رسانه به عنوان سیاهی لشگر و «برنامه پرکن» استفاده می‌شود ! امروز زمان آن رسیده است که از شعر اعاده حیثیت شود و مسئولان برای تحقق این مهم با توجه به رهنمودهای دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب، به دنبال یافتن راهکارهای مناسب باشند – اینچنین باد.
 
 
خبرگزاری تسنیم، پنج شنبه 10 خرداد 1397
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/03/10/1739536/

تکریم استاد مجاهدی پدر شعر آیینی کشور در قم

________________________________________________________________________________________

در همایش عصر شعر علوی صورت گرفت
تکریم استاد مجاهدی پدر شعر آیینی کشور در قم
 

 
در آستانه میلاد امام علی(ع)مراسم بزرگداشت و تکریم استاد محمدعلی مجاهدی پیشکسوت شعر آیینی کشور در «عصر شعر علوی» برگزار شد.
 
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، مراسم بزرگداشت و تکریم استاد محمدعلی مجاهدی پیشکسوت شعر آیینی کشور پنجشنبه شب در پایان همایش «عصر شعر علوی» در آستانه میلاد امام علی(ع) در سالن همایش‌های اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
 
بر اساس این گزارش، در همایش «عصر شعر علوی» ابتدا برخی از شاعران قمی اشعار خود که در وصف امیرالمومنین(ع) بود را قرائت کردند و سپس رضا اسماعیلی و محمدعلی مجاهدی از اساتید برجسته شعر آیینی کشور به ایراد سخن پرداختند.
 
رضا اسماعیلی با بیان اینکه محبت به اهل بیت(ع) باید با معرفت نسبت به آن‌ها همراه باشد، یادآور شد: شاعران آیینی باید تلاش کنند تا از بزرگان دینی تندیس عزت بسازند؛ اشعار آیینی نباید در مخاطب احساس ترحم نسبت به اهل بیت(ع) را به وجود بیاورد.
 
محمدعلی مجاهدی نیز با اشاره به اینکه شاعر در شعر آیینی باید جزئی نگر باشد، اظهار کرد: جزئی نگری در جهان امروز موجب شده است تا انسان اهداف بسیار بزرگی را در نظر بگیرد و به موفقیت برسد.
 
 
 
خبرگزاری فارس(قم)، جمعه 10 فروردین 1397
http://qom.farsnews.com/news/13970109000857

گزارش جشن «سلام ماه» ویژه متولدین مردادماه

 ____________________________________________________________________________

به یاد شهید حججی و استاد صاحب‌کار

گزارش جشن «سلام ماه» ویژه متولدین مردادماه

شهرستان ادب: جشن «سلام ماه» در دوره جدید، روز سه ‌شنبه سی و یکم مرداد، با حضور اهالی ادبیات در موسسه فرهنگی هنری «شهرستان ادب» برگزار شد.

شاعران و نویسندگان مردادی، از خاطرات کودکی و جوانی خود گفتند و در پایان کیک تولد خود را بریدند.

مجری این جشن، هادی خورشاهیان، شاعر و نویسنده، در ابتدای «سلام ماه»، شهادت محسن حججی را گرامی داشت و به اتحادی اشاره کرد که در فضای مجازی و واقعی کشورمان، با شهادت این رزمنده مدافع حرم ایجاد شده است.

نخستین متولد مرداد، انسیه موسویان، شاعر بود که مرداد 1355 زاده شده است. او خاطراتی از آموزش به کودکان در کانون پرورش فکری تعریف کرد. هم‌چنین یادی از استاد ذبیح‌الله صاحب‌کار کرد که به گفته او برای شاعران جوان، جایگاه پدری داشت. سپس غزلی با مطلع «یک خط به روی پیشانی، خطی کنار ابرویم / در هرم داغ تابستان، برفی نشسته بر مویم» خواند.

رضا اسماعیلی، شاعر انقلاب متولد 1339، نیز خاطراتی از مشفق کاشانی، شاعر برجسته که در 1393 درگذشت، تعریف کرد که نشان از بزرگ‌منشی و سخاوت این چهره ماندگار ادبیات فارسی داشت: «پنج سال پیش در جلسات شورای شعر ارشاد به استاد مشفق کاشانی سر می‌زدم. 25 سال پیش، ایشان کتابی چاپ کرده بود با نام تذکره «خلوت انس» اما جلد دومش را مدتها بود منتشر نکرده بود. از من خواست تا جلد دومش را که هشتاد درصدش نیز آماده شده بود تمام کنم، کتاب را بازخوانی نهایی کردم و آن را نزد حاج آقا دعایی در موسسه اطلاعات بردم تا چاپ کنند. ایشان به شرطی که استاد موسوی گرمارودی مقدمه‌ای بر کتاب بنویسند و ناشر جلد اول نیز رضایت کتبی بدهد، هم جلد اول و هم دوم را منتشر خواهد کرد.»

به گفته اسماعیلی، «در نهایت نیز این شرط ها برآورده شد و کتاب به بازار آمد. استاد مشفق از من خواست تا بروم و چک حق‌التالیف ایشان را بگیرم. چک را به خانه ‌شان بردم، استاد پرسید این چیست؟ گفتم متعلق به شماست. هر چه به ایشان اصرار کردم نپذیرفت. حتی پیشنهاد دادم که حداقل نصف مبلغ را بپذیرد که استاد عصبانی شد و خلاصه کل مبلغ را به من بخشید. ایشان خبر داشت که من مشکلی برای تهیه جهیزیه دخترم داشتم. این ویژگی‌های انسانی برای نسل جوان درس‌آموز است.» اسماعیلی سپس غزلی با موضوع انتظار خواند.

سورنا جوکار، شاعر جوانی بود که از شهید حججی یاد کرد و با الهام از شهادت او، نکته‌ای را به شاعران گوشزد کرد: «امسال روزهای تولدم مصادف شد با اتفاق تلخی که برای شهید حججی افتاد با آن نگاه نافذی که داشت. ما همیشه شهدا را با دلسوزی یاد می‌کردیم اما او به یادمان آورد که کارشان حماسه است و این غرور و حماسه را باید در شعر آیینی و دفاع مقدس ما بازتاب بدهیم.» او سپس شعری با مطلع «بشکن تمام شاخه‌ها را ریشه می‌ماند/سرسبز بودن‌ها در این اندیشه می‌ماند» خواند.

در ادامه جشن سلام ماه، نوبت به سارا عرفانی متولد شش مرداد 1361 رسید. این داستان‌نویس از دوران کودکی و نوجوانی خود گفت که انشاهای خوبی نمی‌نوشت. نیز توضیح داد که سر کلاس درس در دبیرستان مشغول نوشتن ایده یک رمان بود. عرفانی در پایان بخشی از کتاب داستان «پنجشنبه فیروزه‌ای» را خواند.

حمید درویشی، شاعر متولد مرداد 1359، که شاعر و ترانه‌سراست خاطراتی از مشقت‌های دوران خدمت سربازی تعریف کرد و یک رباعی با همین موضوع خواند: «از جمع چه سخت که منفک باشی/با جثه شیر و قلب کودک باشی/در وسعت تنهایی و دلتنگی خویش/سرباز غروب‌های برجک باشی.»

مهدی کفاش، متولد مرداد 1357، داستان‌نویس در گرگان به دنیا آمده است و در مشهد بزرگ شده است از اهمیت دیدن از نزدیک فجایع جنگ یمن گفت: «پارسال آرزو کردم که به صحنه جنگ داعش بروم، یک سال پیگیر بودم ولی نتیجه‌ای نگرفتم. یک جایی در این کره خاکی، در یمن، کودکانی هستند که آب و غذا ندارند و ما هر سال این‌جا جشن تولد می‌گیریم.» به گفته نویسنده رمان «وقت معلوم» «ما فقط عکس‌هایی از اتفاقات یمن می‌بینیم که تنها بخش محدودی از آن ماجراست. من به عنوان داستان‌نویس دوست دارم آن وقایع را از نزدیک ببینم چون تخیل، جواب‌گوی آن حقیقت تلخ نیست. امیدوارم کسانی بتوانند به ما نویسندگان کمک کنند تا جنگ با تکفیری‌ها را از نزدیک ببینیم.»

مجری برنامه، هادی خورشاهیان، بار دیگر از شهیدانی چون حججی یاد کرد که با شهادت خود در هر مکانی، به ما یادآور می‌شوند که بابت چه آرمان‌هایی شهید شده‌اند.

مرجان حصیرچی، داستان‌نویس نیز از خاطرات استادان خود گفت و از مرحوم فیروز زنونی جلالی، نویسنده‌ای که امسال از میان ما رفت، یادی کرد.

جواد محقق، شاعر برجسته و پژوهشگر ادبیات، از دیگر نویسندگانی است که در مرداد سال 1333 در همدان زاده شده است. محقق نیز از سلوک شخصی استاد صاحب‌کار گفت و خاطراتی از این شاعر خراسانی روایت کرد: «ایشان دوازده سال پس از مرگِ همسرشان در سنین بالا، هم چنان وقتی به یاد او می‌افتادند متأثر می‌شدند و می‌گریستند. تا مدتهای مدیدی هر هفته به قبر همسرشان سر می‌زدند.» استاد محقق در ادامه از درسی گفت که این ماجرا به او داده است: «من از این‌جا معنای واقعی عشق را فهمیدم و متوجه شدم که عشق از قضا خاص دوره جوانی انسان نیست، اتفاقا عشق آن است که در سال‌های پیری هم بتواند دوام بیاورد و رابطه عاطفی بین زن و شوهر را حفظ کند.»

محمدسرور رجایی، نویسنده افغانستانی، متولد 27 مرداد 1347، نیز دیگر مهمان «سلام ماه» بود که روز تولدش مصادف با «روز استقلال افغانستان» است. او با اشاره به همین تقارن توضیح داد: «سال‌هاست که مسئولان کشور من به دروغ می‌گویند که استقلال افغانستان را جشن می‌گیرند اما کدام استقلال؟ افغانستان هیچ‌وقت در تاریخ مستعمره کشوری نبوده است. به همین خاطر، من هیچ علاقه‌ای به روز تولدم ندارم. دخترم هانیه هم در روز 28 مرداد تولد شده است. خودم هم تولدم را یادم رفته بود اما از طریق پیامک‌های بانک یادم آمد که آن روز تولدم بوده است.»

رجایی که در شعر کودک نامی آشناست، خاطره‌ای از نخستین پولی که از شعر درآورده است روایت کرد: «سال 1381، یک روز خانمم گفت: پول داری؟ چون شب مهمان داریم. گفتم: نه، تا شب خدا کریم است. آن موقع دست‌فروشی می‌کردم و در میدان فردوسی کیف می‌فروختم. از ساعت ده که بساطم را پهن کردم تا ساعت 14 یک کیف فروختم و 200 تومان سود کردم. بعدش داشتم جدول حل می‌کردم که یکی از دوستانم آمد پیشم. مدتی نشست بعد گفت در فرهنگسرای سبلان جلسه شعرخوانی است، نمی‌خواهی بروی؟ من هم که حوصله‌ام از بیکاری سررفته بود گفتم باشد، برویم. بساطم را جمع کردم و در مغازه یکی از رفقایم گذاشتم. رفتیم فرهنگسرا. دوستم شهباز ایرج داشت بیرون می‌شد. مرا دید، گفت خوب شد آمدی، بیا شعر بخوان. تا آن روز هیچ تصوری از این‌که شعر بخوانی و پول بهت بدهند نداشتم. شعر را خواندم و خیلی هم تشویق شدم. در همین بین، چراغ‌ها را خاموش کرده بودند تا چیزی را پخش کنند، کسی زد به سر شانه‌ام، گفت بیا بیرون کارت دارم. اول ترسیدم که نکند شعرم به کسی برخورده است. خلاصه معلوم شد که می‌خواهند به من پول بدهند. بیست هزار تومان دادند. خیلی از مشکلات من با اولین پولی که از شعر درآوردم حل شد.» پایان «سلام ماه» مرداد 1396 نیز شعر کودکانه‌ای بود که رجایی خواند که در ابیات ابتدایی آن چنین بود: «مانند آفتاب است، این دختر هزاره/چشمش شبیه بادام، دستش پر از ستاره/زرمینه دختران را، تا قندهار برده/دیدم لبان سرخش، شاید انار خورده»

 

شهرستان ادب، پنج شنبه  ۲ شهریور ۱۳۹۶ 

http://shahrestanadab.com/Content/ID/7253/

جشنواره‌زدگی، آفت شعر آیینی

__________________________________________________________________________________________________

روزنامه جام جم: گفت‌وگو با رضا اسماعیلی،شاعر و پژوهشگر شعر آیینی

جشنواره‌زدگی، آفت شعر آیینی

 

روزنامه جام جم، سرویس فرهنگ و هنر(صابر محمدی) - رضا اسماعیلی بین شاعران شعر آیینی،  به شعرهای فاطمی‌اش بیشتر معروف است. او، علاوه بر این‌که شاعر شعر آیینی است، مدت‌هاست این نوع شعر را آسیب‌شناسی می‌کند و مقالات متعددی هم در این باره منتشر کرده است؛ مقالاتی که او حالا از انتشارشان در قالب کتابی با عنوان «تاملاتی در شعر آیینی روزگار ما»خبر می‌دهد. از اسماعیلی تاکنون، «آستان جانان» و «ملکوت کلمات» به عنوان شعرهای آیینی، «ناگهان دریا» به عنوان مجموعه‌شعری عاشورایی، «کاش آهوی بیابان دو چشمت می‌شدم» به عنوان کتابی در شعر رضوی، و البته «آیینه و سنگ» به عنوان مجموعه‌ای از شعرهای فاطمی منتشر شده است. البته، اسماعیلی، علاوه بر اینها چند مجموعه شعر آیینی و عاشورایی و فاطمی از شاعران دیگر جمع‌آوری و منتشر کرده است. در ایام فاطمیه، با شاعر و پژوهشگری که سال‌هاست بر شعر آیینی و بخصوص شعر فاطمی متمرکز است، گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

شما سال‌هاست شاعر تمام‌وقت شعر دینی و آیینی محسوب می‌شوید و هم به عنوان یک پژوهشگر، ناظر پیگیر این دسته از شعرهای ما بوده‌اید. اکنون، پس از فراز و فرودهای بسیار، حیات شعر آیینی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب و استقرار گفتمان اسلامی در کشور، اکنون می‌توان گفت که به لحاظ کمی و کیفی با پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در باب شعر آیینی مواجه هستیم. اما با این اوصاف، مشکلی که شعر آیینی امروز با آن روبه‌روست، مضمون و محتواست. در دهه اخیر، این شعر، از جانبی دچار آسیب‌ها و آفاتی شده است؛ با این‌که با خلاقیت‌هایی مواجه هستیم، اما بی‌توجهی به مضامین مستند بخصوص در شعر آزاد، این حوزه را دچار مشکل کرده است. بدیهی است که در شعر آیینی، چون به بزرگان دینی می‌پردازد، دچار محدودیت‌هایی هستیم، بنابراین اگر با وجود این محدودیت‌ها قرار باشد مضمون و محتوای شعرها هم مستند به احادیث و روایات موثق نباشد، مشکل دوچندان می‌شود. این در حالی است که ما وقتی مثلا درباره حضرت فاطمه زهرا(س) شعری می‌سراییم، این شعر باید منطبق با سندیت باشد. علاوه بر این، باید دقت کنیم که آیا این شعر شأنیت این شخصیت بزرگ را لحاظ کرده است یا نه. آیا مضمون، متناسب با این شخصیت پرورده شده است؟

 

فرم یا محتوا، کدام‌یک در این نوع شعر قابل قبول‌تر است؟

در حوزه شعر آیینی به لحاظ فرم، صنایع لفظی و در کل ملاحظات زیبایی‌شناختی، بسیار پیشرفت کرده‌ایم که این تلاش‌ها ارزنده است اما مضمون‌ها با کاهش کیفیت روبه‌روست.

از سوی دیگر، شعرهای آیینی، لهجه توصیفی و احساسی و عاطفی پیدا کرده‌اند که این آسیب‌زاست. این شعر، از بیان مناقب و سجایای حکمت‌آمیز به دورافتاده است. اغلب این شعرها، محدود به مناقب و مراثی و مدح هستند و به سیرت و باطن و مغز دین و حقیقت درونی آن، توجهی ندارند. با این‌که شعر آیینی باید شعری باشد حرکت‌زا و انسان‌زا که از ماهیت ظلم‌ستیزانه‌اش نشأت می‌گیرد، باید درس‌آموز باشد. باید حکمت و دقیقه‌ای در آن نهفته باشد که ما را به جلو ببرد. همان‌طور که عرض کردم به لحاظ مضمون دچار این چند مشکل هستیم اما به لحاظ فرم و ساختار بسیار پیشرفت کرده‌ایم به‌خصوص از سوی شاعران نسل جدید.

 

شما از شعری می‌گویید که دچار مرثیه و مدح و عاطفه و توصیف صرف شده است. چگونه می‌توان از این رویکرد فراگیر تهییجی، به رویکردی ترویجی رسید؟ به عبارت دیگر، شعر آیینی به جای توصیف و مدح، چگونه می‌تواند مروج سبک زندگی بزرگان دین ما باشد؟ چه تمهیدی در این باره لازم است؟

اگر چنین رویکردی غالب نشده است ما شاعران و ذاکران اهل بیت مقصر هستیم. بگذارید روایتی برای مثال نقل کنم که پاسخگوی این سوال است. چند سال پیش، ما فراخوانی تنظیم کردیم که طی آن، 15محور برای حضرت فاطمه زهرا(س) تعیین کرده بودیم. اما برخی دوستان، واکنش‌های منفی نشان دادند. آنها می‌گفتند در شأن شاعران نیست که برایشان محور سرودن تعیین شود. می‌گفتند ما در موضوع سیره اسلامی و تربیت شعر بگوییم؟! اما خب، یکی از راه‌های عبور از شعر آیینی توصیفی به شعری که سبک زندگی اسلامی را ترویج می‌کند، همین است. ما می‌خواستیم با آن شعرها به سبک زندگی ایرانی و اسلامی بپردازیم، اما جامعه ادبی واکنش منفی داشت. تصور اغلب بر این است که اینها، محدودکردن قلمرو ادبیات است. این در حالی است که در شعر آیینی، نمی‌توانیم صرفا با تخیل و خیالپردازی، سیمای بزرگان دین را ترسیم کنیم. باید به بسیاری از مسائل توجه کنیم. باید آداب این نوع شعر گفتن را بدانیم تا خدای ناکرده شعرمان وهن این بزرگان و خلاف آموزه‌های دینی‌مان نباشد. در برخی شعرهای آیینی، چون شاعر در منزل محبت سیر می‌‌کند و ارادت کامل دارد، آن‌قدر شیفته شخصیت مثلا خانم فاطمه زهرا(س) می‌شود که ناخودآگاه به مقدسات سایر ادیان توهین می‌کند. به طور مثال حضرت مریم را کنیز حضرت فاطمه(س) یا حضرت مسیح را غلام ابوالفضل(ع) معرفی می‌کند! ما باید به ادیان توحیدی احترام بگذاریم.

 

چگونه می‌شود این تفکر را عملیاتی کرد؟

تحقیر دیگران در تضاد با آموزه‌های دینی ماست. این ارادت و محبت بد نیست، اما باید جهت داده و تربیت شود. باید در مسیر درستی این محبت را مصرف کنیم. باید این ارادت با معرفت دینی آمیخته شود. نباید طوری شود که به جای خدمت به اسلام و قرآن، این شعرها در تقابل با آموزه‌های اسلام قرار بگیرد. بنابراین در رویکرد ترویجی که مبتنی بر ترویج سبک زندگی ایرانی و اسلامی می‌خواهد باشد، از بطن و متن روایات و احادیث معتبر باید شعر را بیرون کشید؛ شعری که البته هنرمندانه و مبتنی بر اصول زیبایی‌شناسانه باشد. گاهی هم شاعران شعر آیینی در مقابل این انتقادها می‌گویند شعر اساسش مبتنی براغراق است. اما اغراق در شعر آیینی هم باید در چارچوبی مورد قبول باشد. نباید این اغراق به اینجا بینجامد که خدایی ناکرده مقام الوهیت به حضرت ابوالفضل(ع) نسبت دهیم و فاطمه(س) را خدا بنامیم. این اغراق، باید مورد تائید بزرگان دین باشد. پس یکتاپرستی و باور به توحید چه می‌شود؟ مگر نه این است که پیامبر به خاطر یکتاپرستی‌اش مبعوث شد؟ شعر آیینی از ان‌جا که به دین می‌پردازد، باید به اخلاق اسلامی پایبند باشد و الا دیگر شعر آیینی نیست.

 

چرا همچنان، وزن کمی شعرهای آیینی در قوالب کهن بیش از شعرهای آیینی آزاد است؟ آیا همچنان این تصور که شعر سنتی، هم‌ساز با گفتمان‌های رسمی است، بر شعر آیینی غالب است؟

این ذهنیت بیشتر مربوط به اوایل انقلاب می‌شد و خدا را شکر تا حدود بسیاری دیگر این طور فکر نمی‌کنند هرچند می‌توان هنوز برخی را با این تصورها سراغ کرد. اوایل انقلاب، شاعران مسلمان به اشتباه فکر می‌کردند، شعر نیمایی و شعر سپید بیشتر مناسب حال شاعران لاییک است. حتی برخی گمان می‌بردند در شأن بزرگان دین نیست که درباره‌شان شعر سپید نوشته شود! اما به مرور جا افتاد که در شعر خط قرمز نداریم و این قالب‌ها نیستند که نوآوری را تثبیت می‌کنند. اتفاقا چه بسیار شعرهای نیمایی که زبانی کهنه دارند و چه شعرهای کلاسیکی که سرشار از تعابیر و ترکیبات بدیع هستند. در دهه‌های شصت و هفتاد با تلاش‌های سیدحسن حسینی و حتی پیش از انقلاب با تجارب ارزنده موسوی گرمارودی و زنده‌یاد طاهره صفارزاده در شعر سپید و نیمایی، از این ذهنیت فاصله گرفته‌ایم. اینها در واقع، شاعران مسلمان را متوجه این امر کردند که سپید و نیمایی نیز می‌تواند شعر آنها باشد.

 

شما بارها در جشنواره‌ها و کنگره‌های مختلف به شعرهای آیینی به انواع مختلف حضور داشته‌اید. چرا نبض شعر آیینی به این میزان در دست جشنواره‌ها و کنگره‌هاست؟ آیا این شعر قابلیت آن را ندارد که فارغ از اینها، حیات مستقلی داشته باشد؟

جشنواره‌زدگی، آفت شعر آیینی است. بسیاری از شعرای آیینی‌سرا همواره منتظر انتشار فراخوان‌ها هستند! شعر فاطمی و شعر عاشورایی، همایش‌محور شده است. این اتفاق خوبی نیست و آسیب‌زاست. مسئولان فرهنگی باید ترتیبی اتخاذ کنند که شعر آیینی از جشنواره‌ها مستقل شود و البته از تربیت آن نیز غافل نباشند. می‌توان این شعر را با برگزاری کارگاه‌های نقد و بررسی متعدد، آموزش داد. باید به این حقیقت فکر کنیم که در گذشته‌های دور، شعر شاعران بزرگی چون حافظ، مبتنی بر بن‌مایه‌های دینی بوده است. آیا این همه شاعر را که دیوان‌شان با شعری توحیدی آغاز شده است، جشنواره‌ها ترغیب می‌کردند؟ آنها دست‌پرورده مکتب اسلام بودند. سفارش‌دهنده آنها، فطرت الهی‌شان بوده است. مهم‌ترین نکته شعر آیینی، توحید است و این در حالی است که پس از انقلاب، درباره شعر توحیدی کم‌کاری شده است. این نشان‌دهنده این است که جشنواره‌ها و کنگره‌ها و همایش‌ها در این باب مثمرثمر نبوده‌اند و نقش غیرسازنده‌ای داشته‌اند.

 

روزنامه جام جم،چهارشنبه 11 اسفند 1395، 2 جمادی الثانی 1438 ، سال هفدهم ، شماره 4775 ، صفحه (16)، فرهنگ و هنر

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2750223922066633257

شهادت امام کاظم(ع) در شعر آئینی

________________________________________________________________________________________

۲۵ رجب، سالروز شهادت حضرت باب الحوائج(ع) و روز مصیبت خوانی شاعران آئینی در رثای آن امام معصوم و مظلوم است.

خبرگزاری مهر  گروه فرهنگ: روضه‌های منظوم شاعران آئینی ایران زمین به مناسبت شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع)، تنها بخشی از رثای شاعرانه آنان در پاسداشت مقام  و منزلت حضرات معصومین (ع) است.

حسین عباسپور یکی از همین شاعران است که روضه خود را اینچنین سروده است:

هفت آسمان در دستهای مهربانت بود
هر چند عمری سقف زندان آسمانت بود

تسبیحی از ماه و ستاره بین دستانت
خورشید در سجاده هر شب میهمانت بود

تصویر تو در قاب زندان باز می تابید
"یا نورُ یا قدّوس" وقتی بر زبانت بود

با تازیانه روزه ات را باز می کردند
اشک غریبی، آه غربت، آب و نانت بود

وقت قنوت آخرت خون گریه می کردند
زنجیرهایی که به دست ناتوانت بود

طعنه شنیدن، داغ دیدن، خون دل خوردن
هر چند موروثی میان دودمانت بود

اما خدا را شُکر این حرمت شکستنها
دور از نگاه مضطر معصومه جانت بود

و اما رضا اسماعیلی هم در مصیبت جانکاه آئینه هفتم، شعری دارد که آن را «غزل - اشک» نامیده است:

این روزها، ‌ ماییم و اندوهی اهورایی
زندانی دهلیزهای سرد تنهایی

این روزها، ماییم و لبخند شهید تو
چون لاله مشغولیم با مشق شکیبایی

این روزها، افسوس! از وصل تو محرومیم
ماییم و کابوس فراق و طعم تنهایی

این روزها، ما تشنه ی نوشیدن عشقیم
ای کاش می ‌دادی به ما یک جرعه شیدایی

دور از تو یا مولا! خزانی زرد و دلگیریم
ما را بهاری کن؛ تو ای روح شکوفایی

ما شیعه ی عشقیم؛ اهل بیت خورشیدیم
ما را تو پیرُ مرشدی؛ ما را تو مولایی

ما را اجابت کن؛ ‌تو ای آئینه ی هفتم
تا سهم روح ما شود؛ آئینه پیمایی

کردی غروبی سرخ؛ اما خوب می‌ دانم
فردا به عرش عشق، مِهر عالَم آرایی

گفتـم‌ «غزل ـ اشکی» برای نور مظلومت
امشب عزادارم تو را؛ نور اهورایی

حال و هوای زندان امام کاظم(ع) هم در بخشی از شعر مهدی مقیمی، اینگونه به تصویر کشیده شده است:

با روضه خوان و سینه زن و خادم آمدیم
در مجلس عزای تو یا کاظم آمدیم
شُکر خدا که دور نبودیم از شما
در روضه‌ها و مجلستان دائم آمدیم
گر دور هم شدیم دمی از کنارتان
اما دوباره خسته دل و نادم آمدیم
مهدی سیاهپوش عزای شما شد و
ما بهر تسلیت به دل قائم آمدیم
ما از همان ازل همه در بندتان شدیم
همسایه‌های خانه فرزندتان شدیم
ای وای من! شکسته پر و بال بودی و
عمری اسیر کنج سیه چال بودی و
هر روز روزه بودی و اما دمِ اذان
در زیر تازیانه تو پامال بودی و
عمری غریب در دل زندان تو زیستی
هر شب برای جد غریبت گریستی
زندان کجا و تو، تو کجا تازیانه‌ها
از تازیانه مانده به جسمت نشانه‌ها
زنجیر روی گردن مولا چه می کند
مجروح گشته گردن و زخمی ست شانه‌ها
تاریک بود و تا که تو را بی هوا زدند
آتش کشید از دل زهرا زبانه‌ها
با هر بهانه ای ز تو حُرمت شکسته شد
مویت سپید گشت به دست بهانه‌ها

محمد فردوسی هم در بخشی از غمنامه خود برای حضرت آفتاب (ع)، با اشاره به ماجرای توبه "بُشر حافی" در زمان امام موسی  کاظم (ع)، چنین روضه می خوانَد و در پایان، اشاره ای هم به کربلا و عاشورا دارد:

مردی که نام دیگر او "آفتاب" است
بین غل و زنجیر هم، عالیجناب است

حبل المتین ماست یک تار عبایش
این مرد از نسل شریف بوتراب است

هنگام طی الارض و معراجش یقینا
 روح الامین در محضرش پا در رکاب است

پیداست از باب الحوائج بودن او
هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است

با یک سوالش بُشر حافی زیر و رو شد
هر کس به پای او بیفتد کامیاب است

بدکاره ای را زود سجّاده نشین کرد
اعجاز او بالاتر از حدّ نصاب است

چیز کمی که نیست؛ آقا چارده سال
زیر شکنجه، کنج زندان در عذاب است

از بس که گلبرگ تن آقا خمیده
زندان تاریکش پر از عطر گلاب است

زخمی که در زیر گلوی او شکفته
یادآور زخم و غم طفل رباب است

با این غل و زنجیر و لبهای ترک دار
تنها به یاد زینب و بزم شراب است

چوب یزید و گریه ی اطفال ای وای
حرف کنیزی و زبانم لال ای وای

و اکنون شعری از رحمان نوازنی درباره مظلومیتها و اسارتهای حضرت اباالحسن، باب الحوائج (ع) که در آن، زندان حضرت، کربلای دوباره خوانده شده است:

      زندان صبر بود و هوای رضای او
      شوقش کشیده بود به خلوت سرای او
      
      زندان نبود؛ چاه پر از کینه بود و بس
      زنده به گور کردن آئینه بود و بس
       
      زندان نبود یک قفس زیر خاک بود
       هر کس نفس نداشت در آنجا هلاک بود
       
      زندان نبود؛ کرب و بلای دوباره بود
      یک قتلگاه مخفی پر استعاره بود
       
      زندان نبود؛ یوسف در بین چاه بود
      زندان نبود گودی یک قتلگاه بود
       
      زنجیر بود و آینه بود و نگاه بود 
      تصویر هر چه بود؛ کبود و سیاه بود 
       
      زنجیر را به گردن آئینه بسته اند
      صحن و سرای آینه را هم شکسته اند
       
      دیگر کسی به نور کنایه نمی زند
      شلاق روی صورت آیه نمی زند 
       
      می خواستند ظلم به آل علی کنند 
      می خواستند روز و شبش را یکی کنند
       
      هر کس که می رسید در آنجا ادب نداشت 
      جز ناسزا کلام خوشی روی لب نداشت
       
      حتی نماز و روزه در آنجا بهانه بود
      افطار روزه دار خدا تازیانه بود.

محمد سهرابی هم از زبان امام موسی بن جعفر (ع)، چنین سروده است: 

      در دل خاکم و امّید نجاتی دارم 
      در دل امید و به لبها صلواتی دارم 
     
      مرگ، همسایه ی دیوار به دیوار من است 
      منم آن زنده که هر شب سَکَراتی دارم 
       
      هشت معصوم عیان شد ز مُصیبات تنم
      از شهیدان خداوند صفاتی دارم
       
      منم آن نخله ی در خاک که بر خوردن آب 
      جاری از دیده ی خود نهر فراتی دارم 
       
      ساقم از کوتهی تخته به رسوایی رفت 
      ورنه بشکسته ستون فقراتی دارم 
       
      کفن آوردن این قوم عذابی دگر است 
      اندر این هفت کفن تازه نکاتی دارم

پایان بخش این روضه‌های منظوم هم، شعر محمد بیابانی خواهد بود که گریزی هم در پایان به کربلا می زند:

      پر بسته بود؛ وقت پریدن توان نداشت
      مرغی که بال داشت؛ ولی آسمان نداشت
      
      خو کرده بود با غم زندان خود ولی
      دیگر توان صبر در آن آشیان نداشت
       
      جز آه زخم‌های دهن باز کرده اش
      در چارچوب تنگ قفس همزبان نداشت
       
      آنقدر زخمی غل و زنجیر بود که
      اندازه ی کشیدن یک آه جان نداشت
       
      زیر لگد صداش به جایی نمی رسید
      زیر لگد شکست و توان فغان نداشت
       
      با تازیانه ساخت که دشنام نشنَوَد
      دیگر ولی تحمل زخم زبان نداشت
       
      هرچند میزبان تنش، تخته پاره شد
      هرچند روی پل بدنش سایبان نداشت
       
      دیگر تنش اسیر سم اسبها نشد
      دیگر سرش به خانه نیزه مکان نداشت

 

خبرگزاری مهر، یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ 

http://www.mehrnews.com/news/3960032/